شيخ محمد جعفر امامى
79
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
« وَأَنْزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى » « أَنْزَلْنَا » گاه به معناى فرو فرستادن از مكان بالا و گاه به معناى « نزول مقامى » است ؛ يعنى نعمتى كه از يك مقام برتر به مقام پايينتر داده مىشود و گاه از مادّهء « انزال » به معناى مهمانى كردن است ؛ چرا كه گاه انزال و نزل ( بر وزن رسل ) به معناى پذيرايى كردن آمده است . « 1 » [ إنْسَلَخَ : ] « فَانْسَلَخَ مِنْها » « انْسَلَخَ » از « انسلاخ » به معناى از پوست بيرون آمدن است ؛ و اصل آن از « سَلَخَ الشَّاةَ » يعنى « پوست گوسفند را كند » ، گرفته شده است . « 2 » [ أَنْشَرَهُ : ] « ثُمَّ إِذا شآءَ أَنْشَرَهُ » « أَنْشَرَهُ » از مادّهء « انشار » به معناى گستردن بعد از جمع كردن است ؛ و اين تعبير جالبى است كه نشان مىدهد با مرگ زندگى انسان به كلّى جمع مىشود . « 3 » [ أنشُزُوا : ] « انْشُزُوا فَانْشُزُوا » « انشُزُوا » از مادّهء « نشز » ( بر وزن نصر ) به معناى زمين بلند گرفته شده ؛ لذا اين واژه در معناى برخاستن نيز استعمال مىشود . زن « ناشزه » به زنى مىگويند كه خود را برتر از اين مىداند كه اطاعت همسرش كند ؛ اين واژه ، گاه به معناى زنده كردن نيز آمده است ؛ زيرا اين امر سبب مىشود كه ، ازجابرخيزند . « 4 » [ إِنْصَبْ : ] « فَرَغْتَ فَانْصَبْ » « انْصَبْ » ( به فتح « ص » ) از مادّهء « نَصَبَ » به معناى خود را به تعب بينداز و جدّ و جهد كن ، آمده ؛ در حالى كه « انْصِبْ » ( به كسر « ص » ) دستور به نصب كردن ، بالا بردن و برپا داشتن است . « 5 » [ أَنْصِتُوا : ] « قالُوا أَنْصِتُوا » « أَنْصِتُوا » از « انصات » به معناى « سكوت توأم با استماع و توجه » است . « 6 » [ أَنْصَح : ] « وَ أَنْصَحُ لَكُمْ » « أَنْصَح » از مادّهء « نُصح » ( بر وزن قفل ) به معناى خلوص و بى غل و غش بودن است . لذا « ناصح العسل » به معناى عسل خالص است ، سپس اين تعبير در مورد سخنانى كه از روى نهايت خلوص نيت و خيرخواهى و بدون تقلب و فريب و تزوير گفته مىشود ، به كار رفته است . « 7 »
--> ( 1 ) . بقره ، آيهء 57 ( ج 1 ، ص 317 ) ( 2 ) . اعراف ، آيهء 175 ( ج 7 ، ص 23 ) ؛ توبه ، آيهء 5 ( ج 7 ، ص 350 ) ( 3 ) . عبس ، آيهء 22 ( ج 26 ، ص 151 ) ( 4 ) . مجادله ، آيهء 11 ( ج 23 ، ص 453 ) ( 5 ) . الم نشرح ، آيهء 7 ( ج 27 ، ص 151 ) ( 6 ) . احقاف ، آيهء 29 ( ج 21 ، ص 385 ) ( 7 ) . اعراف ، آيهء 62 ( ج 6 ، ص 267 )